آه آزادی..
مبارک باشه آزادیتون
ما تا همیشه دانشجوی دانشگاه شیراز هستیم
مبارک باشه آزادیتون
در راستای جو سرکوبی که بعد از ۲۲ خرداد در سراسر کشور حاکمه امروز نهمین روز از بازداشت دوستان عزیزمون اسماعیل جلیلوند و حمدالله نامجو می گذره.با حمله به خونشون و ضبط وسایل شخصیشون از جمله کیس و گوشی موبایل و ... اونا رو بازداشت کردن.خانوادشون بعد از ملاقات کوتاهی که با بچه ها داشتن از وضعیت روحی بد اونا خبر دادن.مثل اینکه دادگاه حکم بازداشت موقت به مدت دو ماه رو برای اونا صادر کرده.من که علاوه بر دلتنگی خیلی نگران سلامتیشونم.امیدوارم دوستان ما و همه ی افرادی که تو این مدت به دلایل واهی بازداشت شدن هر چه سریعتر آزاد بشن. و با آرزوی صبر برای خانواده های دلنگرونشون
روزی آزادی سرودی خواهد بود در کوچه های شهر...
راستی تقی رحمانی هم ضمنی از کروبی حمایت کرده که بخشی از صحبتهاش رو در ادامه میارم:
به گزارش تریبون، تقی رحمانی در جلسه امروز جمعی از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ایران ضمن تاکید بر نبود جامعه مدنی دموکراتیک در ایران و نبودن شرایط انتخابات مبتنی بر بدنه فعال مدنی،مهمترین رسالت را تلاش برای رسیدن به یک فضایی مناسب تر برای کشور دانست. از نظر وی رای دادن به میرحسین موسوی یا مهدی کروبی چندان تفاوتی با یکدیگر ندارد و مهم جلوگیری از ادامه روند ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد است.
وی پس از بیان مفصل مبانی نظام دموکراتیک و سوابق مختصر میر حسین موسوی اظهار کرد: ” صحبت های میر حسین موسوی توهمی است و امکان مطالبه اهداف با چنین بیاناتی وجود ندارد”.
وی با تاکید بر لزوم به قدرت رسیدن یک نیروی شجاع و اکتیو برای جلوگیری از فشار اجتماعی و سیاسی به مردم، ریاست جمهوری مهدی کروبی را در شرایط فعلی مناسب تر دانست.
در کشور ما که به علت فضای بسته ی سیاسی امکان طرح اندیشه های نو و بحث های داغ سیاسی میسر نیست رخدادهایی چون انتخابات ریاست جمهوری مجالی را فراهم می کند که بخشی از مطالبات واقعی مردم از زبان کاندیداها یا حامیان آنها بیان شود. مطالباتی که بسیارشان هدف های اصیل انقلاب بوده و بخش هایی از همین قانون اساسی جمهوری اسلامی است که معطل مانده اند. به گفته ی یکی از کارشناسان قانون اساسی اصولی دارد و استثناهایی که اکنون همان استثناها به جای اصول نشسته اند.با مروری بر اظهار نظرهای کاندیداهای ریاست جمهوری و مشخصا اصلاح طلبان نیز هیچ کجا نظریه پردازی آن هم به غلظتی که آقای لاریجانی بیان کرده اند به چشم نمی خورد تنها مساله دو دیدگاه متفاوت نسبت به اسلام و قانون اساسی است که بدیع ترین آن دیدگاهها را در بیانیه های آقای کروبی مشاهده می کنیم. از دیدگاه من بیان این آرمانها حتی اگر امکان اجرا نیابند(هر چند که بسیاری از آنها در محدوده ی اختیارات یک رییس جمهور با لیاقت و شجاع است)خود غنیمتی است چرا که مجال طرح این دیدگاهها در سطح جامعه به طور وسیع را می یابد و بزرگترین دستاورد انتخابات در ایران نیز می تواند همین باشد. نکته ی دوم در سخنان ایشان به نظر می رسد تلاش برای نا امید کردن جامعه از تغییرات وسیع می باشد. امیدی که با شتابی بسیار کم در جامعه در حال افزایش است و بی شک نا امیدی مردم یعنی بی انگیزگی از مشارکت فعال در انتخابات و نا امید شدن از روی آوردن به شخصی که در حال تبدیل شدن به نماد تغییر در حاکمیت است.
اعتماد ملی:بابك احمدي را از يكسو با ترجمهها و تاليفهاي منحصربهفردش در حوزه انديشه پستمدرن و زيباييشناسي ميشناسند و از سويي با نقد فيلمهايش در زمانهاي كه جز نقد فيلم، در نقد چيز ديگري نميشد نوشت و از سويي نيز با همراهياش با دانشجويان سياسي و نيروهاي جامعه مدني در سالهاي اصلاحات و عصر پسااصلاحات. بابك احمدي از آن دست روشنفكراني است كه در كنار فعاليت فكري همواره به فعاليت اجتماعي نيز مشغول بوده است.یادداشت او را که دلایل حمایتش از شیخ را بر شمرده در ادامه می خوانیم.
انتخابات رياستجمهوري پيشرو اهميت استثنايي و انكارناپذيري دارد. اين انتخابات، آزموني تاريخي است براي نيروهاي آزاديخواه و معتقد به ضرورت گسترش نهادهاي جامعه مدني و حقوق دموكراتيك ملت. نتايج انتخابات بر سرنوشت تمام مردم ايران تاثير فوري و آشكاري خواهد گذاشت. اين رويداد سياسي مهم ميتواند به تداوم حكومت جرياني كه در طول 4 سال گذشته عملكردش به نتايج مصيبتباري براي ملت منجر شده. پايان دهد و به اين ترتيب موازنهنيروها را به سود دموكراسي تاحدودي تغيير دهد. برعكس، ميتواند به ادامه حاكميت آن جريان منجر شود كه به معناي پيروزي كساني است كه خودشان و هيچ يك از هوادارانشان ادعاي دموكراسي ندارند و نميتوانند هم چنين ادعايي داشته باشند. جاي پردهپوشي و تعارف نيست. همه ميدانيم كه در چهار سال گذشته چه كساني بنا به چه دلايل مادياي به حقوق اوليه و مسلم ما هجوم آوردهاند. مقصود من از حقوق دموكراتيك هم روشن است. آن كسي كه حقوقش سلب شده (از كارگر بيكار، آموزگار مزد ناگرفته، تا دانشجوي سهستاره، و نويسندهاي كه نوشتهاش سانسور شده و زني كه با خشونت و نابرابري گوناوندي روبهروست) خوب ميداند كه اين حقوق تا چه حد مشخص و قابل فهم هستند. ايران از پس تاريخ طولاني استبداد، در حالي كه هنوز طبعات اجتماعي در جريان مبارزه و كسب آگاهي طبقاتي از آن شكل نگرفتهاند، با اقتصاد دولتي و بوروكراسي عظيمي كه ناگزير سالم كار نميكند، فقدان نهادهاي كارآي مدني، ضعف، نيروهاي سياسي و فضاي فرهنگي بسته و محدود، در آستانه انتخابي ايستاده كه در شرايط بحراني جهان با وضعيت نگرانكننده معيشتي مردم كه ناشي از سوءمديريت و كاركردهاي نادرست نهادهاي حكومتي است، ميتوان آن را گزينش ميان توسعه و رشد يا واپسماندگي دانست. در اين شرايط مسووليت اهل فرهنگ چشمگير و به سهم خود تاثيرگذار است. اهل فرهنگ بيش از هميشه خود را در برابر گزينش خدمت به توسعه و آزادي يا پذيرش وضعيت بحراني مييابند. شايد آنها هيچكدام از دو كانديداي اصلاحطلبان را مصداق كامل خواستها و آرمانهاي خود نيابند. شايد بتوان با واكاوي گذشته سياسي آنان اين كاستي يا آن كمتوجهي را در كارشان يافت. اما به صراحت بگويم كه در اين شرايط نميتوان «ماكسيماليست» ماند، نميتوان همهچيز را طلب كرد، كمالگرا بود و امتياز نداد. وظيفه ما اين است كه خواستهاي اساسي يا دستكم «كف خواستهاي خود» را تدوين و بيان كنيم و براساس آن از كانديداها بخواهيم تا نظر موافق يا مخالف خود را با اين خواستها اعلام كنند و راههاي همراهي خود را با آن روشن كنند. هر شهروند آزاد از دولت طلب دارد، خواهان تضمين حقوق اساسي خويش است، حكومت را موظف به تدارك امكانات زندگي بهتر، سالمتر و فرهنگيتر ميداند و مهمتر خواهان توسعه پايدار كشور است. با توجه به تواناييهاي دو كانديداي رياستجمهوري كه به گونهاي به اردوي اصلاحات تعلق دارند و خود را مدافع حقوق مدني و شهروندي و متعهد به حفظ آزاديهاي اساسي ميدانند، و با توجه به شرايط دشوار كنوني، من در دور نخست انتخابات رياستجمهوري به آقاي مهدي كروبي راي ميدهم. من اين راي را راي به آزادي و حقوق اوليه خود ميدانم، رفتار سياسي آقاي كروبي و دفاع او از حقوق مردم مشخص است. او ياور زندانيان، محكومان، دانشجويان و كارگران شده است. مواضع درستي در دفاع از سلامت انتخابات گرفته و بيشك خطر كرده است. مقاومتش در برابر فرماندهان نظامياي كه نميخواهند هدف دخالتشان در انتخابات را پنهان كنند، به يادماندني است. كروبي همراه خوبي است زيرا ميتوان دانست كه تا كجا پيش خواهد رفت، چه خواهد كرد، از چه چيز دفاع خواهد كرد، با چه چيز مخالف است و چه زمينهاي را براي فعاليت ديگران ميگشايد. من در راي به آقاي كروبي تنها نيستم. از همراهانم ميخواهم كه با رعايت اخلاق سياسي (آنچه در ايران سالهاي اخير حكم كيميا يافته است) كانديداي ديگر اصلاحطلبان را محترم بدانند و رقابت را چنانكه شايسته نيرويي دموكرات است به ويرانگري تبديل نكنند. ناگفته پيداست كه اين مراعات اخلاق سياسي شامل حال رقيب يا حريف اصلي هم ميشود كه در اردويي ديگر ايستاده و از حمايت نيروهاي مخالف دموكراسي بهرهمند است. توصيه من به هواداران دو كانديداي اصلاحات به اين دليل است: در پيكار دموكراتيك وسيله نيز هدف را تعيين و مشخص ميكند. جدا از اين، توصيه من جنبه عمليتري همدارد. هواداران دو كانديداي اصلاحات بايد هشيار باشند كه شايد در دور دوم انتخابات ناچار شوند به كانديداي ديگري راي بدهند و اين راي نميتواند صرفا «نه گفتن» به احمدينژاد باشد، بل ناگزير است كه همراه شود با سويهاي اثباتي. از اين رقابت امروز ميان اصلاحطلبان است كه همراهي و همكاري فردا زاده خواهد شد. حضور دو كانديداي ما در دور نخست انتخابات رويداد ناگواري نيست. تفاوت آنها ميتواند به ريزش آراي اردوي حريف اصلي منجر شود. از ياد نبريم كه تفاوت ضرورت دموكراسي را ايجاد كرده است. دموكرات بودن در حرف نيست، در عمل است، شعار نيست، وعده نيست، در هر كنش زندگي هر روزه بايد نمايان شود. حريف اصلي دموكراسي را دستكم نگيريم. او با شعارهاي پوپوليستي و به ظاهر عدالت محور، آراي مردمي را كه در تنگناي فقر به سر ميبرند و آموزش دموكراتيك نديدهاند و از مواهب آن بيخبرند، به سبد خود ميريزد، تازه اگر به سلامت انتخابات متعهد باشد. اما حريف اصلي ما قدر قدرت نيست. كارنامهاش روشن و افتخارآفرين نيست، جانب حق و حقيقت و عدالت را نگه نداشته است، زندگي و معيشت را بر مردم سخت كرده است و امنيت آن را كاهش داده. بيشتر ويران كرده تا بسازد. با سلاح اخلاق و تكيه به نيروهاي معنوي مردم زحمتكش ايران و ايمان راسخ به ضرورت حفظ حقوق شهروندي خود و ديگران، و اعتقاد به بنيان نهادن نهادهاي جامعه مدني، حريف اصلي را شكست بدهيم و مانعي بزرگ را از سر راه پيشرفت ملت كنار بزنيم.

قبل از هر چیز به مخاطبان وبلاگ برای فردا مژده می دهم که بخش پیوندهای روزانه به وبلاگ اضافه شده و شما می توانید از آن قسمت دیدن کنید. این روزها نهادها و گروههای مختلف با مشخص شدن مواضع کاندیداهای مختلف اقدام به موضع گیری انتخاباتی در حمایت از یکی از آنها می نمایند ادوار تحکیم وحدت که از کاندیداتوری نوری برای انتخابات دهم حمایت می کرد پس از آنکه نوری در کارزار انتخاب شرکت نکرد امروز اعلام کرد که از شیخ عملگرای اصلاحات یعنی مهدی کروبی حمایت می کند.به نظر می رسد با مشخص شدن مواضع کاندیداها و ارایه برنامه ها کمی از دشواری تصمیم برای اقشار مختلف برای گزینش رییس دولت آینده کاسته شده و مواضع صریح در حمایت از کاندیدایی خاص اعلام می شود. حمایت قاطع دکتر سروش از مهدی کروبی شاید خبرسازترین خبر در هفته ی گذشته بود که در آن دکتر سروش روشنفکر به ضرورت گزینش رییس جمهوری عملگرا نه سخن سرا اشاره کرده بود. خبر دیگر امروز که برایم جالب بود حمایت جمعی از بسیجیان از میرحسین بود. بخشی از ستاد موسوی نیز به بسیجیان اختصاص یافته. متن حمایت جمعی از بسیجیان دهه ی شصت از مهندس را در ادامه می آوریم:
|
ائتلاف حاميان بسيجي موسوي اعلام كرد: موسوي نيازي به حمايت چپ و راست ندارد |
جمعي از بسيجيان دهه ۶۰ از ميرحسين موسوي حمايت كردند و ضمن اعلام آمادگي براي پيوستن به ائتلاف بزرگ حاميان بسيجي اصيل ميرحسين موسوي، با بيان آرزومندي نسبت به «بازگشت شما به صحنه قدرت در كشور» اعلام آمادگي كامل خود براي حضور جهت جلب حمايت از موسوي اعلام كردند. سايت انصار موسوي كه مدتي است فعاليت خود را بر اساس حمايت از موسوي آغاز كرده است با انتشار اين بيانيه، به نقل از بسيجيان حامي موسوي آورده است: «برادر موسوي چندي است كه ميشنويم كه عدهاي جولانده و فرصتطلب سعي دارند تا از چهره و سابقه اين بسيجي عزيز در جهت مطامع سياسي و شخصي خود بهرهبرداري كنند. عدهاي خود را اصلاحطلب ناميدهاند و عدهاي هم خود را اصولگرا ميخوانند.مردم غيور ايران امروز از چپ و راست ناراضي هستند و خواستار بازگشت كشور به اصول و مباني روزهاي اول انقلاب هستند. آقاي موسوي شما خود بينياز از چپ و راست به خاطر روحيه بسيجيان محبوب ماندهايد در اذهان. فضاي دهه 60 در ذهن مردم است، اين مردم خسته از رنگبنديها هستند، ما همان روزها را ميخواهيم. روزهايي كه جامعه در فضايي پاك،اعتقادي و ديني تنها به پيشرفت ميانديشيد و به فكر چراغ سبز نشان دادن به آمريكا و اسرائيل نبود.


هنگامي كه به گذشته تاريخي خود نگاه ميكنيم، متوجه ميشويم كه بسياري از تحولات مهم، ريشه در آن پديدههايي داشته كه در زمان رخداد آن پديده چندان توجهاي به آثار و نتايج مهم آن در بلندمدت نميشده است در انتخابات اخير هم از اين جهت شاهد پديدههايي هستيم كه ميتواند تاثير شگرف در شكلگيري رفتارهاي دموكراتيك در آينده بر جاي بگذارد. به نظر من برخي از اين پديدهها در رفتار آقاي كروبي مشهود است. نحوه ورود ايشان به انتخابات، نوع پاسخ ايشان به نگاههاي مطالبهمحور گروههاي مختلف اجتماعي و سياسي و نيز پذيرش بر هم زدن بازي مريد و مرادي سياسي در ايران و پذيرفتن فعاليت گروهي به عنوان يك ويژگي مهم كنش سياسي از اهم اين پديدههاست كه در فضاي سياسي ايران در چند دهه گذشته براي اولين بار خود را نشان داده است و انتظار ميرود كه با هنجار شدن اين رفتارها شاهد نهادينه شدن دموكراسي در جامعه خود باشيم.
"عباس عبدی فردا-دوشنبه-برای افتتاح ستاد مهدی کروبی در استان فارس به شیراز می آید. وعده دیدار فردا ساعت ۴ بعد از ظهر - بلوار چمران-حد فاصل بین بیمارستان چمران و پل معالی آباد-ضمنا اتوبوسها برای بردن دانشجویان از ساعت ۱۵:۳۰ روبروی باغ ارم در نظر گرفته شده اند"
نمی دونم چی بگم.فقط تشکر می کنم از بچه هایی که به بهانه های مختلف تو سراسر دانشگاهها خواستار آزادی بچه های امیرکبیر شدن.امیدوارم یه روز مردم ایران همه نسبت به بازداشتهای سیاسی حساس بشن تا حکومت جرات نکنه هر بلایی که بخواد رو سر منتقدین بیاره
اگه همه با هم باشیم و نسبت به تضییع حقوق هر کس عکس العمل نشون بدیم و بقیه رو هم یه تکونی بدیم که فکرشون از این انجمادی که جامعه ی ما بهش دچار شده رها بشه تغییر خود به خود اتفاق میفته بالاخره هر حکومتی بخاطر اینکه بخواد به بقای خودش ادامه بده مجبوره در حد افکار نرمال رایج در جامعه خودشو نگه داره و متاسفانه الان هرچیزی که سرمون میاد به خاطر نرم پایین جامعه است .همه باید تلاش کنیم که آگاهی جامعه رو نسبت به حقوق بشر-حقوق شهروندی-آزادی و اینجور مفاهیم بالا ببریم تا روزهای بهتر و متفاوت تری رو در آینده تجربه کنیم.